الشيخ علي الكوراني العاملي
82
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى )
روايت بخارى اين مطلب را نيز در بر دارد كه خداوند متعال دو ديدهى سالم دارد كه به واسطهى آن از دجال تمييز داده ميشود ! ابوبكره برادر زياد بن ابيه هم براى آنكه سوگند عمر را تأييد كند به اظهار نظر دربارهى دجال ميپردازد . طيالسى در مسند / 116 به واسطهى او از رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) روايت ميكند : « پدر و مادر دجال سى سال را بدون فرزند سپرى ميكنند و پس از آن پسرى يك چشم از آنان متولد ميشود كه بيشترين زيان و كمترين نفع را دارد ، چشمان او به خواب ميرود ولى قلب او نه . حضرت پدر او را نيز چنين وصف نمودند : پدر او مردى است با قدى بلند و اندامى فربه كه گوشت بدنش به اضطراب افتاده است و بينياش به منقار ميماند . مادر او زنى است بلند قد ، درشت هيكل و با سينههايى بزرگ . ابوبكره در ادامه ميگويد : ما شنيديم كه در مدينه در ميان يهوديان كودكى به دنيا آمده است ، لذا من و زبير به نزد والدين آن كودك رفتيم و اوصافى را كه پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) بيان كرده بودند در آن دو مشاهده كرديم ، من به آنان گفتم : آيا براى شما فرزندى به دنيا آمده است ؟ آن دو در پاسخ گفتند : ما سى سال را بدون فرزند سپرى نموديم و پس از گذشت آن ، اين كودك برايمان متولد شده است كه بيشترين زيان و كمترين نفع را دارد و ديدگانش به خواب ميرود ولى قلب او بيدار است . ما از نزد آنها بيرون آمديم كه يكباره به آن پسر برخورديم ، او قامتى نحيف داشت و در زير آفتاب در ميان عبايي ، چيزى با خود زمزمه ميكرد ، پس سرش را بيرون آورد و گفت : شما چه گفتيد ؟ ما گفتيم : آيا شنيدي ؟ او گفت : من به خواب ميروم ولى قلبم نميخوابد ! » ( 1 ) اهلسنت پنداشتهاند كه رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) قسم عمر را تأييد نموده است ، باور آنان چنين است كه آن حضرت در اين مطلب ترديد داشته و نيازمند دانش يهوديان بوده است و از آنجا كه عمر در دروس آنان شركت ميكرده و دانش دجال شناسى را از آنان فرا گرفته است ، آن را به پيامبر ( صلى الله عليه وآله )
--> ( 1 ) . و نيز المصنف ابن ابى شيبه 8 / 652 ، مسند احمد 5 / 49 و 5 / 51 ، سنن ترمذى 3 / 353 و مصابيح السنة بغوى 3 / 514 - وى آن را حديثى حسن به شمار ميآورد - .